۱_ رضایت همسر اول (زن اول به اختیار نمودن زن دوم توسط شوهرش رضایت دهد.)
۲_ عدم تمکین زن از شوهر (حکم دادگاه مبنی بر نشوز زن به مرد حق ازدواج مجدد را میدهد.)
۳_ ابتلای زن به جنون یا بیماری های صعب العلاج (مانند بیماریهایی که انجام مقاربت جنسی و برقراری رابطه زناشویی را دشوار یا ناممکن می سازد.)
۴_ عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی
۵_ محکومیت زن به حبس ۵ سال یا بیشتر
۶_ ابتلا زن به هرگونه اعتیاد مضر
۷_ ترک زندگی خانوادگی از طرف زن
۸_ غایب بودن یا مفقود الاثر شدن زن
۹_ عقیم بودن زن
سردفتران رسمی ازدواج، مجاز به ثبت ازدواج دوم نمی باشد مگر در صورت رضایت همسر اول یا به موجب حکم دادگاه که زوج اخذ نموده است. لذا اگر مردی قصد اختیار نمودن همسر دوم دارد یا باید رضایت همسر خود را در دست داشته باشد یا باید به موجب حکم دادگاه، تجویز ازدواج مجدد خویش را به دفترخانه ارائه دهد.
بنابراین چنانچه مردی با داشتن همسر اول ، برابر با قانون مبادرت به ازدواج مجدد کند ، عمل خلاف قانون و شرع انجام نداده است .
مرد برای تقاضای ازدواج مجدد از دادگاه باید چه دلایلی را به محکمه ارائه نماید؟
۱_ ارائه مستندات دادخواست و دلایل اینکه چرا و به چه علت مرد میخواهد همسر دوم اختیار نماید.
۲_ انجام تحقیقات و بررسی هایی که دادگاه ضروری میپندارد.
۳_ احراز توانایی مالی زوج برای تامین دو زندگی مشترک و پرداخت نفقه و مخارج و هزینه های هر دو همسر
۴_ الزام مرد به اجرای عدالت و احراز توانایی مرد در برقراری عدالت میان همسران خویش
۵_ سایر اوضاع و احوال مسلم پرونده که زوج بتواند در راستای اثبات حقانیت و ادعا و خواسته خویش به محکمه ارائه نماید.
نظر به اینکه مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی تمکین از زوج از تکالیف قانونی زوجه می باشد، لذا چنانچه زوجه بدون وجود مانع شرعی، از ادای وظایف زوجیت و تکالیف زناشویی خویش امتناع ورزد، و زوج این امر را، یعنی عدم تمکین زوجه و ناشزه بودن وی را نزد محکمه به اثبات برساند، میتواند به حکم محکمه همسر دوم اختیار نماید. این امر به این معناست که دیگر زوجه حق استفاده از وكالت در طلاق كه به حكم ماده 1119 قانون مدني ضمن عقد نكاح شرط و مراتب در سند ازدواج قید شده است را ندارد در نتیجه این شرط محقق و قابل اعمال نیست . زیرا این حق از اساس برای وی بوجود نیامده است که بخواهد اعمال نماید.
حال در چه فرضی با ازدواج دوم مرد، زن اول او دارای حق طلاق میشود؟
چنانچه زوج شروط ۱۲ گانه مندرج در سند ازدواج را امضا نموده باشد، و بدون رضایت همسر اول و بدون داشتن حکم دادگاه مبنی بر تجویز ازدواج مجدد، نسبت به اختیار نمودن همسر دوم اقدام نماید، زن وکیل شوهر در طلاق میشود. به عبارت دیگر زن حق طلاق می یابد.
آیا زن میتواند از حق طلاق ناشی از ازدواج مجدد مرد استفاده نموده و مهریه خویش را هم تمام و کمال دریافت نماید؟
در فرض مذکور امکان طلاق با دریافت کل مهریه ممکن بوده و زن برای اثبات کراهت خویش از همسرش نیاز به بذل مهریه ندارد.
آیا ازدواج موقت هم موجب ایجاد حق طلاق برای زوجه میشود؟
مقوله ازدواج موقت (صیغه) به دلیل عدم اثبات آن در دفاتر رسمی ازدواج و طلاق، به لحاظ بار اثباتی عند المحکمه، امری دشوار است.
ولی در خصوص اینکه آیا با اثبات ازدواج مجدد مرد تحت عنوان عقد موقت (صیغه) باز هم برای زن اول حق طلاق ایجاد میشود یا خیر؟ باید قائل به تفکیک شد. زیرا رویه عملی مشخص نبوده و بر سر این موضوع اختلاف نظر وجود دارد. برخی بر این عقیده میباشند که لفظ عقد نکاح در عقدنامه به صورت مطلق قید شده و شرط دائم یا موقت بودن در کنار آن ذکر نگردیده است، لذا در هر صورت، یعنی ازدواج مجدد چه به نکاح دائم باشد یا چه به نکاح منقطع (صیغه) باشد، موجب ایجاد حق طلاق برای زن اول میباشد.
دسته دوم براین عقیده اند که آنچه که بر کیان و احترام و حرمت همسر اول آسیب زده و ادامه زندگی را برای وی غیر ممکن میسازد، نکاح دائم بوده و اگر مرد نسبت به نکاح منقطع (صیغه) اقدام نموده باشد، مورد از موارد ایجاد حق طلاق برای زن اول نمیباشد.
_ ازدواج دوم مرد، خواه از نوع نکاح دائم باشد، خواه موقت، خواه در صورت عدم رضایت زن اول باشد، و یا در صورت فقدان حکم دادگاه مبنی بر تجویز ازدواج مجدد مرد، در هیچ فرض و صورتی، قابل ابطال از سوی زن اول نمیباشد.
اگر جهت تنظیم دادخواست تجویز ازدواج مجدد طبق مستندات قانونی ، آشنایی بیشتر با شرایط ازدواج مجدد مرد طبق قانون ، نحوه انجام و روند رسیدگی به آن در دادگاه و سایر موارد مربوطه سوالی دارید با وکلای متخصص ما در موسسه حقوقی بینالمللی منشور شایگان تماس بگیرید تا با دریافت مشاوره تخصصی در کوتاهترین زمان ممکن بهترین راه حل را اتخاذ نمایید.




